نشست کتاب خوان کتابخانه ای
در راستای اجرای برنامه های فرهنگی در سطح کتابخانه های عمومی در خرداد ماه برنامه های مختلفی در کتابخانه برگزار شد که یک مورد آن برگزاری نشست کتاب خوان در کتابخانه بود که با حضور تعدادی از کودکان در کتابخانه برگزار شد.

در راستای اجرای برنامه های فرهنگی در سطح کتابخانه های عمومی در خرداد ماه برنامه های مختلفی در کتابخانه برگزار شد که یک مورد آن برگزاری نشست کتاب خوان در کتابخانه بود که با حضور تعدادی از کودکان در کتابخانه برگزار شد.

عید فطر روز اول ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. عید فطر از مهمترین جشنها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب میشود و معمولاً با تعطیلی رسمی همراه است. در این روز،روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار میکنند. پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است. در این روز اهمیت پیوندهای اجتماعی بیش از پیش نمایان میگردد و جامعه در جهت عاری شدن از فضای دو قطبی فقیر و غنی پیشروی میکند به گونهای که اساس توزیع ثروت بر پایه عدل و انصاف خواهد بود پرداخت زکات فطره به نوعی توجه دین به پیوند عبادت با روابط اجتماعی را نشان میدهد. در ایران از سال ۱۳۹۰ با تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان عید فطر دو روز (روز عید و روز بعد) تعطیل است.
رصد هلال ماه شوال
از آنجایی که شرط اعلام ماه شوال با رویت هلال ماه به وقوع میپیوندد. همواره درکشورهای مسلمان، بر حسب موقعیت مکانی آن کشور، رویت هلال ماه اول ماه شوال و روز عید فطر متغیر است به صورتی که ممکن است بهطور مثال در عربستان سعودی روز دوشنبه روز عید اعلام شود اما در ایران روز سه شنبه روز عید فطر اعلام شود.
در فقه شیعه ماه نو و تعیین عید فطر از جهت مصداقی جنبه تقلیدی صرف ندارد. از طریق رویت توسط خود شخص یا دو نفر عادل یا به دلیل شیاع یا سی روزه شدن ماه رمضان ثابت میشود. بیشتر مراجع حکم حاکم شرع را نیز در این زمینه ملاک میدانند مگر اینکه فرد مطمئن باشد که حاکم شرع اشتباه کردهاست. بیشتر مراجع اثبات ماه نو برای شهرهای هم افق نیز سرایت میدهند. بعضی مراجع رویت هلال را تنها از طریق چشم غیرمسلح ملاک میدانند نه با دوربین و تلسکوپ و بعضی دیگر خیر.
بعضی از مراجع تقلید و علمای شیعه معتقدند تعیین عید فطر بر عهده حاکم شرع است و پیروی از آن پیوند مرده] بر تمام شیعیان حتی مراجعی که نسبت به آن علم ندارند (رؤیت ماه جدید برای آنها ثابت نشده) لازم است. هر چند اگر فردی مطمئن شود که آن روز آخر ماه رمضان یا دوم ماه شوال است شرعاً نمیتوان او را از عمل به علم خود بازداشت.
در ایران
گفتنی است در ایران بهطور عمده تعیین عید فطر بر عهده حاکم شرع آیتالله سید علی خامنهای است و پیروی از آن طبق نظر بعضیمراجع تقلید[۳][پیوند مرده] و علمای شیعه، بر تمام شیعیان حتی مراجعی که نسبت به آن علم ندارند لازم است. مراجع تقلید هم که نظرشان متفاوت است که اخبار لازم و فوری را به اطلاع مقلدان خود میرسانند.[۴][پیوند مرده] هر چند اگر فردی مطمئن شود که آن روز آخر ماه رمضان یا دوم ماه شوال است از دیدگاه شرعی نمیتوان او را از عمل به علم خود بازداشت.
در کشور عربستان سعودی به عنوان مهمترین کشور سنی مذهب، این وظیفه را شورای عالی قضایی عربستان سعودی که مهمترین مرجع اسلامی و تصمیمگیری است بر عهده دارد. معمولاً سایر کشورهای عربی و اسلامی منطقه نیز با پیروی از روز خاصی که توسط شورای عالی قضایی عربستان سعودی تعیین شده، آن روز را به عنوان روز عید فطر اعلام میکنند. در تمامی کشورهای اسلامی گذشته از نوع حکومت مشخص کردن عید فطر بر مبنای شروع ماه شوال و از همه مهمتر رویت هلال شوال معین میشود.
مراسم عید فطر در لندن، سال ۲۰۱۰
در مالزی، عید فطر بیشتر به نامهای هری رایا یا عیدالفطری خوانده میشود.هری رایا در لغت به معنی «روز جشن» است؛ و برای اشاره به عیدهای اسلامی چون عید فطر و عید قربان به کار میرود.
معمولاً در شب پیش از عید فطر، خانوادههای مالایی، به ویژه زنان خانهدار به تهیه غذاها و شیرینیهای سنتی مخصوص این عید میپردازند. از مهمترین این غذاها، رندانگ است که از گوشت گاو و مرغ پخته شده در شیر نارگیل درست میشود. دیگر غذای سنتی مخصوص عید فطر، کتوفات است که از برنج پیچیده شده در برگ خرما تهیه میشود.
در فرهنگ مالزی، شب بیست و هفتم ماه رمضان توجوه لیکور خوانده میشود که به معنی عدد بیست و هفت است. در طی این شبها، مردم مالزی با روشن کردن شمعها و چراغهای نفتی (که پلیته نامیده میشود) در جلوی خانهها و آذین بندی و چراغانی کردن خیابانها به استقبال عید فطر میروند. این سنت از این باور سنتی مالاییها سرچشمه میگرفت که در شب قدر، فرشتگان و روح القدس در خانههایی که در آن نور وجود دارد، فرو میآیند؛ البته امروزه چنین باوری وجود ندارد و روشن کردن چراغهای نفتی صرفاً جنبه تزیینی دارد.
در طول عید فطر، مرسوم است که مالاییها لباسهای سنتی و محلی را میپوشند؛ لباس سنتی مردان باجوملایو و لباس سنتی زنانباجوکورونگ یا باجوکبایا خوانده میشود. همچنین در بین مردان و زنان مسلمان مالزی مرسوم است که شالهای سنتی موسوم بهسونگت را در روزهای عید فطر بر شانههای خود بیندازند.
مسلمانان مالزی عموماً در روز و پس از طلوع آفتاب، در نماز عید فطر شرکت میجویند؛ پس از نماز زیارت اهل قبور مرسوم است. در زمان زیارت قبور، سوره یس از قرآن را میخوانند و برای آرامش روح مردگان دعا میکنند.
در باقی روز، مالاییها به دیدار آشنایان و خویشاوندانشان میروند؛ به بچهها در روز عید فطر مقداری پول داده میشود که دویترایا نام دارد.
با آغاز جشنواره رضوی برنامه های ویژه این جشنواره نیز برگزار می شود. در این هفته نشست قصه گویی کتاب فاطمه و فاطمه با حضور کودکان در کتابخانه برگزار شد ودر روزهای آینده هم برنامه های دیگری برگزار خواهد شد.

امیرالمؤمنین که در سپیده دم شب نوزدهم ماه مبارک رمضان برای نماز صبح به مسجد کوفه رفته بود، توسط شقیترین و پلیدترین انسان (ابن ملجم) که شمشیر زهرآلودش را بر فرق مبارک امام علی (علیهالسّلام) فرود آورد، زخمی شد و در اثر این زخم در بستر شهادت قرار گرفت و با شهادت جان سوزش جهان را بدرود گفت و راه سرای جاودانه را در پیش گرفت.
مردم کوفه با اطلاع از این خبر تکان دهنده، نگران و وحشت زده به سوی مسجد به راه افتادند. زن و مرد، پیر و جوانکوشیدند تا خود را به مسجد و محراب کوفه برسانند. مسجد کوفه از تودههای اندوهزده و نگران آکنده گردید.
امیرالمؤمنین پس از خواندن نماز بامدادی به صورت اشاره و نشسته، از نزدیکان خواست تا او را به منزل ببرند. یاران و همراهان او را به سوی سرایش حرکت دادند و مردم با اشک و آه و شیون و گریه او را همراهی نمودند.
امام علی (علیهالسّلام) از فرزندانشان خواستند تا گریه و فغان نکنند، که با گریه حسنین (علیهالسّلام)، فرشتگان آسمانی میگریند. در اثر جراحت وارده صورت مبارک امام رو به زردی و سفیدی مایل شده بود و حضرت رو به آسمان نظر انداخت و زبان مبارکش به تسبیح و تقدیس الهی مشغول بود.
«الهی اسئلک مرافقة الانبیاء والاوصیاء واعلی درجات جنة الماوی»
پس از زمانی بیهوش شدند در حالی که امام حسن (علیهالسّلام) میگریستند. قطرات اشک بر صورت امام علی ریخت و حضرت به هوش آمدند و فرمودند:
«ای فرزندم! چرا گریه و جزع میکنی؟ همانا بعد از من تو را به زهر ستم شهید میکنند و برادرت حسین را به تیغ شمشیر به شهادت میرسانند. به پدر و مادر خود ملحق میشوید.
پزشکان و جراحان کوفه جمع شده بودند که حاذقترین آنها (اثیر سکونی) بود. به دستور وی گوسفندی را ذبح کردند، از میان شش آن رگی را بیرون کشیده و آن را بر زخم سر امام گذاشتند تا زهر آن گرفته شود. طبیب پس از مدتی آن را بیرون آورد و به آن نگاهی کرد و گفت: زهر تا سفیدی مغز امام (علیهالسّلام) نفوذ کرده است. در آن وقت به امیرالمؤمنین عرض کرد؛وصیت خود را بکن که ضربت این دشمن خدا، کار خود را کرده است و دیگر کاری از دست ما بر نمیآید.
از محمد بن حنفیه فرزند امام علی (علیهالسّلام) روایت شده است؛ شب بیستم ماه مبارک رمضان بر سر بالین پدرم بودم و اثر زهر به قدمهای مبارک ایشان رسیده بود و امام نماز را نشسته به جا آورد و به ما وصیتهائی میکرد و ما را تسلی داده و خبر از شهادت خود میداد. تا آنکه صبح طلوع کرد و مردم اجازه گرفتند که به حضور ایشان برسند و آن حضرت اجازه دادند. مردم دسته دسته میآمدند، سلام میکردند و امام جواب میفرمودند. «ایها الناس! سلونی قبل ان تفقدونی» «ای مردم! پیش از آن که مرا از دست بدهید، از من سؤال کنید»
در این حال مردم به سختی نالیدند و نمیتوانستند از امام سوال بپرسند. در این حال "حجربن عدی" اشعاری را در وصف امام سرود.
فیا اسفی علی المولی التقی ابو الاطهار حیدرة انزلی
هنگامی که امام او را دیدند و شعر او را شنیدند فرمودند: «حال تو، چگونه خواهد بود. و چه خواهی گفت، هنگامی که از تو بخواهند از من بیزاری بجویی.»
حجر عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! به خدا سوگند! اگر با شمشیر قطعه قطعه شده و با آتش سوزانده شوم، از تو بیزاری نخواهم جست. امام فرمود: «ای حجر! تو بر هر خیری توفیق یافتی، خدا، تو را از جانب اهل بیت پیامبرت، جزای خیر دهد.»
امام حسن (علیهالسّلام) میفرماید: هنگام وفات پدرم نزدیک شد. شروع به وصیت کرده و چنین فرمودند: «این چیزی است که آن را علی بن ابی طالب، برادر محمد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، و پسر عمو و وصی و همدم او، وصیت مینماید: اولین سفارش و وصیت من آن است که خدایی جز الله نیست، و همانا محمد رسول خدا و برگزیده اوست که او را با علم ودانش خود برگزید و بر دیگران فضل و برتری داد.
گواهی میدهم که خدا مردگان را از قبرها بر خواهد انگیخت و از اعمالشان سؤال خواهد کرد و او از درون سینهها آگاه است.
ای فرزندم حسن (علیهالسّلام)! تو را وصیت میکنم و میدانم تو، وصی خوبی برایم خواهی بود، تو را وصیت میکنم به آن چه رسول خدا مرا وصیت کرده است. ای فرزندم! هنگامی که از دنیا رفتم (اگر اصحاب من، با تو موافقت نکردند) پیوسته در خانه خود باش و بر گناهان خود گریه کن و دنیا را بزرگترین مقصود خود قرار نده.
ای فرزندم حسن (علیهالسّلام) تو را وصیت میکنم که نماز را در وقت فضیلتش به جای آوری و زکات را به موقع به اهلش برسانی و در هر چیز که برای تو مبهم و مشتبه است، خاموش باش. و در کارها، میانهرو بوده، و حالت خشنودی و غضب، باعدالت رفتار نمایی. و با همسایگان خود، به نیکی رفتار نموده و مهمان را گرامی بداری و بر اهل بلا، ترحم نمایی، و صلۀ ارحام کنی.»
آنگاه امام به فرزند خود محمد حنفیه فرمودند: «آیا آن چه به این دو برادر وصیت کردم، به خاطر سپردی»؟
عرض کرد! آری. فرمودند: «تو را نیز به همانها، و بزرگداشت و احترام دو برادرت که حق بسیاری بر تو دارند، وصیت میکنم. پس از فرمان آنها پیروی کن و بدون نظر آن دو، اقدام به کاری نکن»
آنگاه به حسن و حسین (علیهالسّلام) فرمودند: «شما را نیز در حق برادرتان وصیت مینمایم؛ زیرا او جفت و پسر پدر شما است و میدانید پدرتان او را دوست میدارد.»